#دختر_فوتبالیست_پارت_98
دستم رو گذاشتم رو شکمم و اروم بهش گفتم:هيييس ماماني الان يه چيزي واست جور ميکنم
من-ننه ننه من گشنمه
کوهيار-برو فردا بيا
من-نمک نشناس
کوهيار خنديد و گفت:واسه دستمزد
منو برد تو يه سانويچ فروشي و دوتا ساندويچ مغز گرفتيم.اي که چه حالي داد
کوهيار-خب الان اين کارا واسه چي بود؟
من-چون تيپت خيلي در و پپيت بود.لازم بود
کوهيار-اي اي حرف دهنتو بفهم
من-اختيارش دست خودمه.حقيقت تلخه
کوهيار-من اون زبونت رو کوتاه ميکنم
من-شتر در خواب بيند پنه دانه
اولين گامم رو برداشتم حالا بقيش مونده بود.فردا هم گام دومم رو برميدارم.
romangram.com | @romangram_com