#دختر_فوتبالیست_پارت_92
کوهيار دوباره خنديد.هر چي منتظر شدم خندش بند نيومد.با حرص بهش گفتم:
چته؟
کوهيار اشک چشماش رو پاک کرد و گفت:
چرا دستت زيرته
متوجه موقعيتم شدم.چون خيلي وقت بود نشسته بودم رو صندلي باسنم خسته شده بود واسه همين دستم رو گذاشتم زيرم.دستم رو برداشتم و عصباني گفتم:حالا که چي؟اتيشش کن بريم يه جا گشنمه
کوهيار-پس خودت پوله خودت رو حساب کن
من-اصن نخواستم.برو ورزشگاه.نياز هم با خودت
کوهيار-باشه بابا.اما يه جاي ارزون ميريم
من-ايششش
کوهيار-ايششش يعني چي؟
من-يعني اه چه خسيس
کوهيار-خب از تو انتظار بيشتر از اينم نميره
جلوي يه رستوران شيک پارک کرد.شام بدون هيچ اتفاق جالبي گذشت و رفت پي کارش
romangram.com | @romangram_com