#دختر_فوتبالیست_پارت_84
بهنوش و نسيم داشتن جوراباشون رو ميدوختن و وقتي منو ديدن با دهن باز داشتن نگام ميکردن.
نسيم-تو چجوري اومدي تو؟
من-هيچي مانتوم رو تو حياط تنم کردم کليد هم که داشتم
نسيم پاشد بغلم کرد و بهنوش هم حالم رو پرسيد.پيششون نشستم و درباره ي وضعيت کسل کنندم تو باشگاه واسشون تعريف کردم.
بهنوش با اشتياق دهن مبارک رو باز کرد و گفت:از کوهيار چه خبر؟
من-اروم اروم بذار منم سوار شم.چه سريع پسر خاله شدي.خبر مرگش بيا راحت شم.ديشب حالش رو جا اوردم.
شزوع کردم به تعريف ماجراي زد و خورد ديشب.فقط يکم پياز داغش رو زياد کردم.منظور از يکم اينه که درباره ي اينکه چقدر مشت و لگد نوش جان کردم هيچي نگفتم....
نسيم-پسر به اون خوشگلي تورش کن احمق
من-بره گمشه.اه اه اه با اون تيپ داغونش
بهنوش-گند دماغي ديگه.کيس به اون مناسبي
من-منکه ازش خوشم نمياد
باز به فکر اون دوس دخترش افتادم.بعدشم به نسيم و بهنوش فکر کردم.نه ولش کت دنبال دردسر نيستم.ولي بازم اون فکر لعنتيم ولم نميکرد
نسيم-تو عرضه نداري پسرا رو تور کني و الا که تا الان ده تا توله هم دورت رو گرفته بودن
romangram.com | @romangram_com