#دختر_فوتبالیست_پارت_82
کوهيار-چرا فکر کردي همه مثه خودت بي شخصيتن.من اگرم بخوام کاراي 18+ بکنم نميام اين پشت مثه اين بچه لاتا
من-ازتو بعيد نيس
ديگه کوهيار جوابم رو نداد.فهميدم الان حالش رو نداره.اخجون شام امشبم جور شد.من عاشق اين بي حوصلگي هاشم
من-نگفتي چرا اينجايي
کوهيار-دوس ندارم بهت بگم
من-پس داشتي يه کاري ميکردي
کوهيار-چقدر تو فوضولي ولم کن ديگه حوصله ندارم
من-منکه نگرفتمت.بيخودي همش ميخواي خودتو به من بند کني
کوهياذ-پاشو برو تا لهت نکردم
من-مگه اينچا ماله توه؟نميرم ميخوام ببينم چيکار ميکني؟
کوهيار هولم داد به عقب و باعث شد پخش زمين بشم.از جام بلند شدم و لباسام رو تکوندم و يه لگد محکم به پاش زدم.قبل از اينکه پام رو بکشم مچ پام رو گرفت.که باعث شد دوباره بيفتم.وقتي افتادم با اون پاي ديگم محکم کوبوندم به پاش.نيم خيز شدم و مچ دستشو گاز کرفتم.
دستشو گذاشت رو صورتم و صورتم رو به عقب هول داد.اينقدر همو کتک زديم که دوتامون از حال رفتيم و کنار هم دراز به دراز افتاديم
کوهيار-خوب شد گفتم حوصله ندارم
romangram.com | @romangram_com