#دختر_فوتبالیست_پارت_73


کوهيا-چي به خودت ميگيري سريع...گفتم کي بود؟

من-دوس دختر ننرش بود که ديگه با هم بهم زدن به سلامتي

کوهيار-اميدورام کيارش چيزي نفهمه

برگشتم طزفش و گفتم:برا چي؟

کوهيار-منت کشي ممنوع

من-گمشو جواب منو بده

کوهيار-چون دختره هرزه بوده.کيارشم کلي بهش پول داده تا يه هفته باهاش باشه.اونوقت تو با اون بهم ميزني؟

با تعجب به چهره ي مظلوم کيارش تو خواب نگاه کردم.عجب کثافتيه.به قيافش نميخوره.

من-به درک.حالا مگه چي شده؟

از سره جام بلند شدم و رفتم بيرون.بيشتريا بيدار بودن.همه دور هم نشسته بودن و داشتن صبحونه ميخوردن.فردا صبح راه ميوفتاديم.اين اردو هم فقط واسه يه ان تراک بود.

تا باشه از اين ان تراک ها که من هي توش گند بالا بيارم.

از چادر تا جاي بچه ها صلوات ميفرستادم تا کيارش چيزي نفهمه.يا حداقل اون چلغوز گالنش رو باز نکنه چيزي بهش بگه.


romangram.com | @romangram_com