#دختر_فوتبالیست_پارت_307
اما فرانک که با فشار دستش ازم ميخواست سلام کنم باعث شد خفه بشم.وقتي ما داشتيم سلام ميکرديم يه داور ديگه سوتش رو به صدا در اورد و اون دوتا دختر بازيشون رو متوقف کردن و با هم دست دادن.
فرانک من رو به اون سه تا معرفي کرد و من با هرسشون دست دادم.
يه خانم تقريبا سي ساله و با موهاي بلوند که دمب اسبي بسته بودشون.و يه گرمکن سفيد پوشيده بود.کک و مک روي صورتش باعث شده بود چشماي سبزش زياد به چشم نيان.
اون يکي خانمه جوون تر به نظر ميرسيد.حدودا 27-28....با موهاي قهوه اي که مردونه کوتاهشون کرده بود.و چشماي عسلي گيرايي داشت.
اونم يه تاپ و شلوارک مشکي پوشيده بود.اون يکي مرده 40 ساله ميزد.اونم يه گرمکن مشکي پوشيده بود.بيني و لباي خوش فرمش منو ياد انريکه مينداخت.چشماي طوسي قشنگي هم داشت.
وقتي سه تاشون داشتن بهم نگاه ميکردن ته صورت همشون يه ردي از خنده بود.شايد بخاطر تيپ زيادي قشنگم بود که مخلوطي از دست گل من و فرانک بود !! چميدونم شايد.....
اون زنه که 30 سالش بود اسمش جين بود.
اون زنه ي بعدي هم فيونا بود.
مرده هم تام بود....
فيونا از اون دوتا دختر خواست که برن.جين هم به يکي از دخترايي که يه گوشه رو يه صندلي نشسته بود اشاره کرد که بياد وسط.
با صحبتايي که باهامون کردن فهميدم يه ربع وقت دارم.بايد با اين دختره که اسمش جنيفر بود مسابقه ميدادم و تمام چيزايي که بلد بودم رو بايد ميريختم رو دايره.
بعدش هم قرار بود گل زدنم رو تست کنن....
romangram.com | @romangram_com