#دختر_فوتبالیست_پارت_289
شازده خانوم چه خاکي و چه بي ريا به منزل
خود اومدي خود امدي خود امدي
با اين اهنگ ستار سر حال اومدم.واقعا چه اهنگ بي نظيريه....خيلي چسبيد
يه ساعت بعد جلوي کوه بابا بزرگم ماشين رو نگه داشتم.چراغ قوه رو از تو داشتبورد ماشين در اوردم و به اره افتادم.يکم بالا رفتن برام سخت بود اما به هر جون کندني که شده خودم رو رسوندم بالا.
اما وقتي رسيدم بابا در کمال بهت و ناباوري دهنم اسفالت شد !!
چون يه نفر ديگه روي تخته سنگ من جا خوش کرده بود.
ميخواستم برم جلو و يقه پاره کنم ببينم به چه جراتي اومده اينجا اما يه لحظه مغزم جرقه اي زد....
نکنه کوهيار باشه.چون اون فقط از اينجا خبر داره.اما از کجا معلوم يه نفر ديگه نباشه.از فکرايي که کردم تصميم گرفتم برگردم.اما وقتي خواستم برگردم يه چيزي زير پام له شد....صداي تيريک و تيريک استخوناش رو هم حس کردم.
ناخود اگاه با صدايي ضعيف گفتم اه ه ه ه ه
ميخواستم پام رو بردارم و تا ببينم چيه اما صداي اشناش از پشت سر پيچيد تو گوشم که گفت:شيرين خودتي؟
اروم برگشتم و نگاهش کردم.نور مهتاب تمام صورتش رو گرفته بود و به وضوح ميشد خيسي چشماش رو حس کرد.
خاک تو گورت اخه مرد بايد اينقدر زر زرو باشه؟
romangram.com | @romangram_com