#دختر_فوتبالیست_پارت_221
*****
از اين پهلو به اون پهلو شدم.کوهيار داره با اين رفتاراش گيجم ميکنه.يعني نياز رو فراموش کرده که به من پيشنهاد دوستي داده؟اصلا چرا بايد بهم پيشنهاد بده؟
دستم رو گذاشتم زير سرم.اون پسر دختر بازي نيست که به هر کسي که از راه رسيد پيشنهاد بده.....يعني.....يعني دوسم داشته که يه همچين چيزي گفته؟
سرم رو محکم تکون دادم.يک ساعتي ميشه که دارم بهش فکر ميکنم.اخرشم خل شدم.اخه با چه اعتماد به نفسي دارم با خودم ميگم اون منو دوست داره؟
کلافه دو زانو روي تخت نشستم و خودم رو به پنجره رسوندم.تختم دقيقا زير پنجره بود.پرده ها رو اروم زدم کنار تا صداي جيغشون بلند نشه.....در نتيجش هم کسرايه غرغرو بگه بخواب ديگه.
چه هم اتاقي عزيزي داشتم من.بايد قابش ميگرفتم.نگاهم رو از ستاره هاي چشمک زن گرفتم و به محوطه دوختم.سفيدي لباسي توجهم رو جلب کرد.دقيق شدم.حتي از همون فاصله هم هيکل مردانه ي کوهيار رو تشخيص دادم که داشت اروم اروم قدم ميزد.اهي کشيدم و نگاهم رو ازش گرفتم.پرده رو با شدت کشيدم که صداي وحشتناکي ازش بلند شد.البته تو اون سکوت عميق حتي نفس هاي اروم من هم صداي بلندي به حساب ميومد.نگاهي به کسري انداختم.خواب خواب بود.
دراز کشيدم سر جام.محکم زدم تو گوش خودم و با خودم گفتم:شيرين خودتو جمع کن
*****
کت کتون مشکيم رو تنم کردم.کم کم داشتيم به پاييز نزديک ميشديم و شبا هوا خنک تر ميشد.منم دنبال يه بهونه بودم تا اين کتي که جديد واسه خودم خريده بودم رو بپوشم.چه شبي بهتر از امشب؟؟!!!!
پولام رو شمردم.تو رو خدا نگاه کن يه پاس دادم به جايه اينکه اينا بهم شام بدن منه بدبخت بي پول بايد مهمونشون کنم.اخه اون محبي شکم گنده رو ديگه واسه چي سرخود دعوت کردن؟يه نفرم هم يه نفره.....اصلا مگه شکمش گندس؟
گوشيم رو برداشتم و از اتاق زدم بيرون.پام رو که رو اخرين پله ي ساختمون برداشتم چشم تو چشم کوهيار که پهلوي بچه ها واستاده بود شدم.
يه جين مشکي با يه تي شرت خاکستري پوشيده بود.حتي تو شب هم برق چشماي قهوه ايش معلوم بود.زيرنور مهتاب صورتش برق ميزد.چشم رو ازش گرفتم سرم رو انداختم پايين.لبم رو گاز گرفتم و با خودم فکر کردم اخه دختره ي کودن چرا درخواستش رو رد کردي؟تو اين بي شوهري تو واسه چي ناز کردي؟
romangram.com | @romangram_com