#دختر_فوتبالیست_پارت_175
من-اگه نياز با پوول خوشبخت ميشه پس با اون همکلاسيش هم ميتونه خوشبخت بشه
کوهيار-پس دل من چي؟
من-کمکت ميکنم فراموشش کني
کوهيار-يعني به همين سادگي همه چي رو فراموش کنم
من-نه خره.کي گفت همين الان نياز رو فوتش کني بره؟من ميگم گاماس گاماس
کوهيار ديگه جوابي نداد.
دهنم رو به اندازه ي غارعلي صدر باز کردم.ديگه چشمام داشت هيري ويري ميرفت.
من-کوهيار امشب به اندازه ي کافي باهات حرفيدم و کمکن کردم ديگه برم بخوابم؟
کوهيار-من نميدونم اگه امشب تو اين حرفا رو نميزدي من بايد چيکار ميکردم.حتما دق مرگ ميشدم
زدم پس کلش و گفتم:دت بخواد منو بگو تا اين موقع شب کنارش نشستم
کوهيار-خب برو منکه مجبورت نکردم
من-تف به اين روزگار....همين الان شلنگ دلت رو به مخ بدبخت من وصل کرده بودي.اي قدر نشناس
romangram.com | @romangram_com