#دختر_فوتبالیست_پارت_163
________________________________________
________________________________________
داشتم اطراف رو نگاه ميکردم که چشمم به نياز و کوهيار افتاد.واي از اون دوتا کلا يادم رفته بود.اخه مگه اين بهنوش و فرهاد خل و چل واسه ادم حواس ميذارن.گوشيم رو برداشتم و به فريبا زنگ زدم.فريبا رو که ميشناسينش ايشالا....ولش کن حالا يه اشناييت ميدم اخه اينقدر مشغله ها زياده ميدونم که يادتون نمياد.
فريبا همون دختريه که اون شبي که رفته بوديم اردو با کوهيار زنگ زديم بهش و سرکارش گذاشتيم.گفتم که دختره پايه ايه.امشب هم اون قراره مهره ي اصلي نقشم باشه.
فريبا-بعلــــــــه
من-ناز و عشوت تو حلقم فريبا
فريبا-شيرين تويي دختر؟
من-پ نه پ....باباتم ميخوام بدونم کدوم گوري رفتي بيام پدر پدر سوختت رو در بيارم
فريبا-هنوزم همونجور بي نمکي؟
واقعا خدا از اين دوستا نصيبه همه کنه....?
من-تو هم هنوز همونقدر لوسي؟
فريبا-شوخي کردم دختر جون
romangram.com | @romangram_com