#دختر_فوتبالیست_پارت_125
بيا خره ديگه.وگرنه کدوم کودني اينا رو باور ميکرد
من-اره دروغم چيه
نياز-الان کوهيار کجاست؟
من-دم در منتظر توئه
نياز-تو کي هستي؟
من-يه بنده ي خدا.بدو برو حاضر شو که کوهيار منتظرته
نياز لبخندي زد و بلند شد که حاضر بشه.چقدر اين دختر گاگوله
با باباش خافظي کرديم و گفتيم داريم با بچه ها ميريم بيرون.باباش هم که چشمش به چادر من افتاده بود قبول کرد.
اين چادر رو از خونه ي مادرجون کش رفته بودم.ايول به مادر جون
با نياز از خونه اومديم بيرون.جشمم به کوهيار افتاد که به کاپوت ماشين تکيه داده بود.با بي قراري داشت به اطرافش نگاه ميکرد.تا روش رو کرد به سمته ما گل از گلش شکفت نکبت.
اومد جلو و به نياز گفت:سلام
نياز لبخندي زد و گفت:سلام کوهيار
romangram.com | @romangram_com