#دختر_فوتبالیست_پارت_123


وارد اتاقش شديم.

يه اتاق که پنجرش رو به حياط بود.اتاقش ابي بود.

بر خلاف اتاق وحشتناک من تو اتاق نياز ادم ارامش ميگرفت.يه تخت با روتختي ابي کنار پنجره بود.ميز کامپيوتر و کمد لباساش.اما قشنگ ترين چيزي که تو اتاقش نظرم رو جلب کرد تابلوهاي نستعليق اي بود که تمام ديوار هاي اتاق رو پر کرده بود.

واقعا اتاقش جلوه ي خاصي داشت.

من-اين تابلو ها کار کيه؟

نياز با بي حالي گفت:خودم

نقاشي دختري که در حال راه رفتن تويه مزرعه بود کنجکاويم رو تحريک کردم

من:اون نقاشي چي؟

نياز-اونم کار خودمه

چقدر روحيه ي نياز لطيف بود.بر خلاف من که هيچيم به دخترا نرفته بود.خاک تو سرت شيرين.يکم از اين ياد بگير

روي تختش نشست.منم رفتم روي صندلي چرخدار ميزش نشستم.و رومو کردم بهش

نياز-خب


romangram.com | @romangram_com