#دختر_فوتبالیست_پارت_110

من-خب ايشالا همونم به لطف خدا به زودي بر طرف ميشه

بهنوش پريد به سمتم و داد زد:هوي درست صحبت کن

بعد از اينکه يه سري توضيحات درباره ي باشگاه بهش دادم زنگ زدم به نسيم

نسيم-بله بفرماييد

من-اون لحن رسميت تو حلقم.مگه تو اون اسم خوشگل منو رو اون صفحه ي وامونده نميبيني؟

نسيم-واي شيرين تويي؟

من-په نه په از سفارت انگليس مزاحمتون ميشم

نسيم-بي مزه

من-يه وقت خبر خواستگاريت رو بهم ندي ها...اگه ميدادي ميومدم قمه کشي که نسيمم رو هيجا نميبرين...نفس کش

نسيم-به جون تو يهويي شد

من-تو گفتي و منم باور کردم

بعد از کلي چرت و پرت گفتن با نسيم قطع کردم.بعد از ظهر از خونه ي مادر جون اومدم بيرون و رفتم باشگاه.ماشين دراکولا رو تو پارکينگ تشخيص دادم.پس برگشته بود.

بايد ميرفتم يکم سيخش ميکردم.مگه اين کرماي من اروم ميگيرن يه دقه....

romangram.com | @romangram_com