#دختر_فوتبالیست_پارت_107


نکنه اون روز منو و تو رو توي رستوران ديده باشه

من-نه بابا فکر نکنم

کوهيار-توچرا يهويي بوسم کردي؟

من-منکه چيزي يادم نيس

کوهيار با شک بهم نگاه کرد و گفت:قصدت از اون کار چي بوده؟

من-نکنه فکر کردي من دارم واسه دور کردن شما دوتا از هم تلاش ميکنم؟

وقتي ديدم تنور داغه منم چسبوندم

من-اره بگو بگو....منو بگو که داشتم تمام تلاشم رو ميکردم خانم از تيپه جديد اقا خوشش بياد.قرار ميذاشتم واسشون....من چقدر ساده بودم

بعدشم واسه اينکه پياز داغشم بيشتر کنم از ماشين پياده شدم و به راه افتادم

کوهيار دستم رو گرفت و باعث شد با شدت برگردم

کوهيار-من همچين حرفي نزدم....حالا چرا ناراحت شدي؟

من--چون داري بهم تهمت ميزني


romangram.com | @romangram_com