#دختر_فوتبالیست_پارت_105
من-اره
ماشنو جلوي يه در قهوه اي نگه داشت.خونه ي معمولي بود.تو يه اب و هواي معمولي.
زدم به دستش و گفتم:همينجاس؟
کوهيار-اره
من-خب بي بخار پاشو هيکلت رو تکون بده برو ببين چه مرگشه
کوهيار-هي با من درست صحبت کن ها.من از تو بزرگترم
من-خب باشي
کوهيار زير لب فحشي بهم داد و من تاخواستم حرکتي از خودم در کنم از ماشين پياده شد و رفت
________________________________________
romangram.com | @romangram_com