#دختر_فوتبالیست_پارت_104
اداشو در اوردم و گفتم نياز من
من-فعلا که گوشيش رو خاموش کرده
کوهيار پنچر شد و گفت:خب حالا چيکار کنم
من-منکه مشاور شخصيت نيستم.هر کار دلت ميخواد بکن
راهمو گرفتم که برم که کوهيار بازوم رو گرفت.برگشتم به سمتش
من-چيه؟
کوهيار-ميدوني که به خاطر من محبي قراره تو رو تو مسابقه بذاره....تو که نميخواي خرابش کني
با تعجب بهش نگاه کردم
من-چي؟به خاطر تو؟
کوهيار-درسته....من بهش گفتم
يکم با خودم فکر کردم....شانس خوبي بود.
من-باشه.ميريم در خونشون تا ببينيم مشکل چيه
کوهيار-همين يه راهه؟
romangram.com | @romangram_com