#دختر_بوکسور_پارت_223

چیزی جوابشو ندادم حالا دیگه ساکت رو به روش وایساده بودم زده آیندمو تباه کرده بعد حرف مفتم میزنه ..

با دستش اشکای روی گونمو پاک کرد ..کمرم بدجور درد میکرد و نمیتونستم صاف وایسم اینجام که نمیشد نشست که ..

_ خیلی پستی

محکم دستشو کشید تو موهاش و روشو برگردوند .بعد از یه مدتی دوباره نگام کرد ژستش خیلی باحال بود یه دستش تو موهاش و یه

دستشم تو کمرش .سردرگم داشت به صورتم نگاه میکرد

آرتا _ آخه چرا پستم ؟ چیکار کردم مگه ؟ اگه منظورت حرفای دیشبه و اون ...اون کشیده خب متاسفم ..این دلیل نمیشه که دیگه این

همه سر و صدا راه بندازی

خیلی عوضیه منو بگو عاشق کی شدم .بابامو بگو به کی اعتماد کرده ..یه نگاهی به لباس خواب تو دستم کردم .کامل توری بود یعنی

هیچ جاش پوشیده نبود من نمیدونم این از کجا اومد چشمم افتاد به اون لکه ی خون و گریم شدیدتر شد ..کل بدبختیام اوار شد رو سرم

لباسو محکم کوبیدم تو سینش

_ واسه خاطر این ..واسه بدبخت کردن خودم ..واسه ه*و*س بازیای تو دارم بهت میگم که خیلی پستی ..خب اگه نمیتونی خودتو کنترل

کنی واسه چی اینجایی ؟؟ چرا نمیری ؟؟ چرا ؟؟

با تعجب داشت به لباسی که خونی بود نگاه میکرد ..یعنی نفهمیده ..

آرتا _ چی میگی تو ؟ من نمیفهمم واضح تر حرف بزن ..یعنی چی ؟؟ این خون چیه ؟ ببینم جاییت بریده ؟؟


romangram.com | @romangram_com