#دختر_بوکسور_پارت_217

وندی _ نه جی اف که نیست خانم ایندمه

_اوهههووو کی میره این همه راهو

وندی _ تو ..میگم ول کن زنگ زدم یه چیزی بگم بهت

_ ها بنال

وندی _ بیتربیت ..بیام حتما ادبت میکنم ..راستی مامان و بابا یه کاری واسشون پیش اومد همین دیروز رفتن کیش همین فردا پس فردا

منم قراره برم ..زنگ زدم بت بگم بعد از مسابقات یه مدتی باید بمونی خونه ی آرتا

_ چییی؟ دیوونه شدی آخه چطوری بمونم پیش یه پسرمجرد

وندی _ بابا بهش اعتماد داره ..تو ناراحت نباش ..کاری نداری خدافظ

بهم فرصت اعتراض نداد ..این چرا اینطوری کرد ..چرا خونوادم این همه مشکوک شدن ..یعنی چی .؟ از بابا بعیده ..اخه من چطور برم

خونه ی یه پسر مجرد ..یعنی حرف مردم واسشون اهمیت نداره .

ای خدا چیکار کنم من .

تو همین افکار بودم و اصلا متوجه نبودم که کجام تا جایی که من یادمه دیروز غروب کنار دریا بودم ولی حالا .

با تعجب یه نگاهی به اطراف انداختم ..نـــــــــــــــــــــــــــــــه من چطور اومدم اینجا ..

یا خدا


romangram.com | @romangram_com