#دختر_بوکسور_پارت_174

من با جیغ _ داری چیکار میکنی دستتو بردار ..هی با توام

با دستش یه کمی فشار به پشتم وارد کرد و همزمان صداش بلند شد ..

آرتا _ تقلا نکن کاری باهات ندارم

بعد منو کشید سمت خودش کارش خیلی غیر منتظره بود و همچنین فشار دستاش زیاد بخاطر همین هیچ نوع راه فراری نداشتم

هیچ تکونی نمیتونستم به خودم بدم و این حرس منو در آورده بود ..

_ ولم کن این کارا یعنی چی . وگرنه به بابام میگم تا حسابتو برسه

آخ که چه بچه ننه مانند حرف زدم من ..

آرتا _ خب بگو بچه مبترسونی ..

......

......

واسه یه لحظه خودشو جدا کرد تا نفس بگیره ..به خودم اومدم ما داشتیم چیکار میکردیم از فرصت استفاده کردم و جیغ کشیدم

..........

داره خ*ی*ا*ن*ت میکنه و من دارم بدی میکنم ..به زنش ..با خ*ی*ا*ن*ت کردن شوهرش .. با اغفال کردنش .. چرا باید این اتفاق بیوفته .

نه نه درست نیست ..به سختی دستامو گذاشتم رو سینش و فشارش دادم سمت عقب ولی هیچ تکونی نخورد ..دریغ از یه میلی متر .


romangram.com | @romangram_com