#دختر_بوکسور_پارت_156

آرتا _ کلبه ی وحشت

خب فکر نکنم زیاد ترسناک باشه ..رو مبل خودمو پرت کردم و یه نگاهی به رو میز انداختم ..اوه اوه از هیچی هم کم نزاشته بود پفک چیپس .تخمه ..ووو خلاصه همه نوع تنقلاتی بود دلتون آب

همین که فیلم و گذاشت تو دستگاه سریع اومد رو مبل تکی کنار من نشست ..یه نگاهی به من انداخت و دوباره بلند شد

_ وا کجا ؟

آرتا __ چیه میترسی ؟

_ نه گفتم شاید نمیخوای فیلمو ببینی

آرتا _ در اون که میبینم شکی نیست ولی گفتم واسه بهتر شدن فضا اول لامپارو خاموش کنم ..نظر تو چیه ها ؟

بعد هم با یه چهره ی خبیس زل زد بهم

*********************************

بعد هم با یه چهره ی خبیس زل زد بهم ..

وا این دیوانه واسه چی همچین بهم نگاه مبکنه .. خب میخوای خاموش کنی خاموش کن به من چه .. عجب اسکل شنقلیه این دیگه ..اه اه اه بدمم میاد .. ایشششششش

_ خب خاموش کن دیگه واسه چی داری منو نگاه میکنی ..نکنه من پریز برقم خبر نداشتم ..

آرتا _ نه نه باشه الان خاموش میکنم .فقط در عجبم که ...

_ که چی ؟؟؟؟؟؟


romangram.com | @romangram_com