#دختر_بوکسور_پارت_143
چشامون میخنده اما دلامون بی حوصلست
چرا دنیا پره از حادثه های وارونه
عاشق یکی میشی که عاشقی نمیدونه
من به دنبال تو و تو دنبال کس دیگه
هیچ کدوم از ما دو تا به اون یکی راست نمیگه
داشتم با سرعت بالایی میدوئیدم اینو خودمم میدونستم ولی دست خودم نبود اعصابم داشت تحریک میشد که بره سمت اون روزای نحث واسه همین داشتم کل تلاشمو میکردم که ذهمو منحرف کنم
آهنگ دو بار دیگه هم پخش شد و تموم شد بار سوم که پخش شد هنوز نخونده بود که یه نفر هدفونو از گوشم کشید یه خورده ترسیدم و چون سرعت دستگاه بالا بود تعادلمو از دست دادم و از عقب پرت شدم زمین
آخ کمرم ..واییی خدا چرا هر بلای باید سر من بیاد آخه ..؟
سرمو بلند کردم که ببینم کار کدوم احمقی بود .که بله حدس میزدم کار این خرِ نفهم باشه هم اعصابم قاطی پاتی بود و کار اینم باعث شد بلاخره کنترلمو از دست بدم
با صدای بلند شروع کردم به جیغ جیغ کردن ..راستش نمیدونم چرا داشتم سر این بدبخت خالی میکردم
_ هی دیوونه مگه نمیدیدی دارم میدوام که مثل وحشیا میای گوشی رو از گوشم میکشی ؟ هان ؟ هر دفعه تو باید یه صدمه ای به من بزنی ؟ با من مشکلی داری ؟ آره ؟ خب اگه داری بفرما برو کسی جلوتو نگرفته راه باز و جاده دراز ..
از همتون متنفرم ..همش دوست دارین به جنس ظریف تر از خودتون زور بگید ولی من این اجازه رو بهتون نمیدم ..آره من این اجازه رو به هیچ کسی نمیدم ..
از جام بلند شدم و یه دستی به کمرم کشیدم زیاد درد نداشت ولی روحم چرا درد داشت .
دوباره اومدم دهنمو باز کنم و چرت و پرت بارش کنم که هر دوتا دستشو به نشونه ی تسلیم برد بالا و آروم آروم بهم نزدیک شد ..اون یه قدم میومد جلو من یکی عقب همونطورم باهام حرف میزد
romangram.com | @romangram_com