#دختر_بوکسور_پارت_132
آرتا _ ماشاالل......
_ برو بابا 8 ساعت وایساده وقت منو گرفته ..میخوام غذا کوفت کنم
اومدم برم سمت یخچال که با دادش سر جام خشکم زد
آرتا _ صبر کن ..تو پات شیشه میره مگه کوری آخه تو دختر ؟ حواست کجاس
_ همینجا ..کورم خودتی ..کودن
آرتا _ اگه جرعت داری یه بار دیگه بگو ببینم چی گفتی ؟
_ هیچی .. گفتم یه چی بیار بپوشم برم یه چیزی بخورم
آرتا _ مگه من نوکرتم ؟
_ اهه من که نگفتم هستی گفتم ؟ بابا اگه میتونستم که نیازی به کمک جنابالی نداشتم
یه کمی خیره خیره نگام کرد بعد اومد تو آشپزخونه و جارو همراه خاک انداز رو برداشت ..خیلی با دقت شیشه ها رو حمع کرد و ریخت تو سطل آشغال بعد هم سریع یه طی کشید
آرتا _ بفرما
یه ایش کشیده گفتم و به سمت یخچال رفتم دوباره همون چیزایی که اون دفعه برداشته بودم رو برداشتم و نستم پشت میز
داشتم با کمال آرامش میخوردم که صداش پیچید تو گوشم
آرتا _ قبلنا یه تعارفی هم میکردن
romangram.com | @romangram_com