#دختر_بوکسور_پارت_129

یهو آرتا منفجر شد همچین میخندید انگار خنده دار ترین جک سال و شنیده ..ایشش پسره روانپریش بری بمیری .

آرتا _ خب تو که اینقدر دست و پا چلفتی هستی مگه مجبوری از این اداهای جکی چانی بیای

بعد دوباره زد زیر خنده .بی تربیت اه اه بدم میاد ازش .زشت بی ریخت .ولی خدایی وقتی میخنده چقدره جذاب میشه این

با حرس کلید درو از تو کیفم پیدا کردم و درو باز کردم بعد هم واسه فرار از عملیات بارکشی زود رفتم تو اتاقم پام که به اتاقم رسید یه نفس راحت کشیدم اوفف بخیر گذشت حالا همینطور بار بکش تا آدم شی بچه پرو ..

به سمت کمدم رفتم و اول از همه شالمو از سرم کندم . بعد هم یکی یکی همه لباسامو در آوردم پشتم به در بود و خم شدم شلوارمو کشیدم پائین همین که یه لنگشو از پام در آوردم با صدای در اتاقم برگشتم به عقب

ااا این اینجا چیکار میکنه ؟ حالا چرا خشکش زده ؟ ..آرتا در باز کرده بود و خودش تو چهار چوب در ایستاده بود یه دستشم تو هوا مونده بود ..و تو همون دستی که تو هوا بود هر دو تا کفشم که جلو در ویلا ولشون کرده بودم به امون خدا بود ..

چشام از دستش رفت رو صورتش وا این چرا همچین میکنه ؟ چشاش از پام تا صورتم هی در حال رفت و برگشت بود مگه چمه که همچین نگام میکنه این ؟

سرمو آوردم پائین که ایییی وااااااایییی بدبخت شدم ...من ل*خ*ت و پتی جلو این نر غول وایسادم و اینم داره منو دید میزنه ..این که کل دار و ندار منو دید

سریع دستامو به حالت ضربه دری گرفتم جلو خودم و شروع کردم به جیغ زدن ..حالا انگار اون دستا چقدر میتونست منو بپوشونه ..

..جییییییییغغغغغغغ ... جییییییییغغغغغغغغغ

_ بیششـــــــــــــــــــــ ـــعووووور بــــــــــــــــــــــــ ـــــــرو بیرون .. به چی داری نگاه میکنی عوضی

با جیغ من سریع به خودش اومد و کفشامو که دستش بود پرت کرد سمت تخت بعد هم با یه ببخشید زیر لبی سریع رفت بیرون و درم بست

وای بدبخت شدم حالا چیکار کنم ؟ درسته که آدم خجالتی نیستم ولی الان دیگه روم نمیشه که برم بیرون ..اصلا با اجازه ی کی این بشر اومد تو اتاق من ؟ چرا همچین کرد ؟ اه

شلوارو کامل در آوردم و پرت کردم تو کمد الان به یه دوش احتیاج داشتم تا یکمی آروم بشم ..سریع حولمو برداشتم و به سمت حموم رفتم


romangram.com | @romangram_com