#دختر_بوکسور_پارت_128

آرتا _ من چیزی گفتم چرا حرف تو دهن آدم میزاری

_ ولی منظورت همین بود

آرتا شیطون یکی از ابروهاشو انداخت بالا .. آخ الهی زنت فدات شه آخه چقده تو جذابییی؟

آرتا _ من که چیزی نگفتم حالا چون تو اصرار میکنی من حرفی ندارم میتونی بارکشم بشی

بعد با دستش به در ماشین اشاره کرد

آرتا _ حالا هم بهتره بری پائین

_ ایششش خودتی روانی ..

بعد هم با حرس پیاده شدم و درو محکم کوبیدم به هم

آرتا _ به این بد بخت چیکار داری ؟ چرا حرستو سر در ماشین عزیزم خالی میکنی

_ دلم خواست حرفیه؟

آرتا _ معلومه وایسا تا بگم چه حرفیه

بعد هم در ماشینو باز کرد و میخواست پیاده شه منم چون خودمو مرده فرض کردم هر دوتا کفشامو از پام در آوردم د برو که رفتی

پا به فرار گذاشتم وسط راه برگشتم که واسش زبونمو در بیارم و حرسش بدم ولی چشتون روز بد نبینه همین که سرمو چرخوندم گروووووممپپپپ خوردم به در بسته ی ویلا

_ آخخخخ مامان صورتم ناقص شد رفت ..آیییی


romangram.com | @romangram_com