#دختر_بوکسور_پارت_103

قشنگ به نمایش میزاشت

وقتی دیدم مانتو و شلوار مشکی شده پس تصمیم گرفتم که کلا سر تا پامو مشکی تیپ بزنم .یه شال مشکی هم برداشتم و بعد از

برداشتن کفشای پاشنه 10 سانتی مشکی و پوشیدنشون به سمت آینه رفتم اول از همه موهامو همونطور ل*خ*ت یه ورکی زدم و پشت

سرمم دم اسبی بستم بعد از پوشیدن شال و برداشتن کیف و سوئیچ ماشین همراه کارت بانکمو بقیه چیزا از در اتاقم بیرون اومدم

چون کفشم پاشنه بلند بود نمیتونستم از نرده ها سر بخوم واسه خاطر همین با کلی غصه نگاش کردم آخر سرم دلم نیومد ناراحتشون

کنم رفتم و یه دستی روشون کشیدم بعد هم خیلی با ناز و خرامان خرامان از پله ها رفتم پائین

خونه تو سکوت کامل بود و اصلا هم پیدا نبود این بشر زورگو کدوم گوریه از پله ها که کامل اومدم پائین از حال رد شدم و به سمت در

ورودی رفتم ولی هنوز دستم به در نرسیده که صداش رفت رو نروم

آرتا _ کجا به سلامتی ؟

برگشتم سمتش که یهو خشکش زد

_ باید توضیح بدم ؟

با این حرفم به خودش اومد و یهو اخماش رفت تو هم همچین اخم کرده بود که من گ*ن*ا*هی نکرده تو دلم اعتراف کردم آدم کشتم این چرا

یهو میرغضب شد ؟

آرتا _ فعلا که شما رو دست من سپردن ..پس موضفی که توضیح بدی


romangram.com | @romangram_com