#دیر_آمدی_نیمه_عاشق‌_ترم_را_باد_برد_پارت_196

-چرا میرید رستوران؟

بیخیال شونمو بالا انداختمو گفتم.

-امروز روز ارتامه قراره هرچی بگه همون باشه

بلند تر طوری که ارتامم بشنوه گفت

-خوش بحالش. میشه منم پسرت بشم؟

ارتام اخمو عصبی سرشو اورد جلو وگفت

-نخیرم فقط من پسر مامیمم

رومو به سمت پندار برگردوندمو سرمو براش تکون دادم.

-بعله ایشون فقط پسر منن....... کجا میری برسونمت؟

-منم باید شام بخورم با شما میام.

ارتام دستاشو به هم کوبید

-ایول ایول

************************

رو میز چهار نفره نشسته بودیمو منتظر بودیم غذامونو بیارن.

-ارتام یعنی چی؟

-یعنی مصمم و با اراده

سرشو تکون داد.

-جالبه

بعدم با خودش تکرار کرد

-ارتام و اسرا....... اسرا و ارتام.

-پندار عمو؟

-جونم؟

- هیچی

- بگو خب

-خیلی خوبه اینجایی حالا شدیم پدر و مادر و نی نی

دست از نمک خوردن برداشتمو سرمو بالا اوردمو به صورت خوشحال ارتام نگاه کردم.

بمیرم براش چقدر ذوق کرده بود.


romangram.com | @romangram_com