#دیر_آمدی_نیمه_عاشق_ترم_را_باد_برد_پارت_191
چوبو به دستش مالیدم
-بیا اینم اثر انگشت
چپ چپ نگام کرد.
-بده من ببینمش.
-ولش کن
-خون میاد بده من
-اگه از اول مثل زامبیا روم زوم نکرده بودی اینجوری نمیشد
-میخواستم ببینم چیکار میکنی انقدر با دقت مشغولی.
سرمو عقب کشیدمو چوبو بهش نشون دادم.
-دارم قبر خودمو میکنم
-باشه ناز نکن چسپ زخم دارم میبندمش برات
-خونینو مالینم کردی بعد میگی ناز نکن
-باشه ناز بکن
به مشت به شونش زدم.
-نکن بزار چسپو برات بزنم........خیلی درد داری؟
با کلی ناز و عشوه گفتم
-اره
دوباره سرد شد. سرشو عقب برد و بیخیال گفت.
-خب به من چه
متعجب زل زدم بهش. پسره یه دیوونه. خب چرا میپرسی اگه به تو چه؟
کارش که تموم شد متوجه شدم صدای ارتام قطع شده.
سرمو به سرعت بالا اوردم تا دنبالش بگردم.
-نترس رفته جیش کنه.
از جام بلند شدم.
-کدوم طرفی رفت
-نمیخوای که بری تو گ....ه کردن کمکش کنی.
صدامو بالا بردم.
romangram.com | @romangram_com