#دیر_آمدی_نیمه_عاشق‌_ترم_را_باد_برد_پارت_187

مشغول خوردن بودیم که یهوو یکی از پشت سرم گفت

-اینجارو.......... چه طوری مرد کوچیک؟

صداش بند بند وجودمو پاره کرد.

ارتام ذوق زده از رو صندلی که روش نشسته بود بلند شد و از کنارم رد شد. بقیه حرکاتشو ندیدم چون پشت سر من بود.

جرئت نداشتم برگردم عقبمو ببینم.

کاش اون نباشه.......... کاش اون نباشه......

-مامی؟

دیگه بیشتر از این نمیشد خودمو به اتوبان علی چپ بزنم از رو صندلی بلند شدمو برگشتم سمت اونا.

کاش میتونستم فرار کنم............

حالا که منو میبینه بهتره منم خودمو متعجب نشون بدم تا نفهمه قبلا هم دیدمش.

برگشتم و با صحنه ای که انتظار داشتم رو به رو شدم. پندار دست ارتام تو دستش بودو منتظر بود من برگردمو باهام خوشو بش کنه ولی رنگ چشاش عوض شد وجای مهربونیشو اول تعجب و بعد..... بعد چشماشو ازم دزدید..........؟!!!

باورم نمیشد من انتظار همه نوع برخوردیو داشتم جز این.......... من خودمو اماده کتکو بدو بیراهم کردم ولی اون چشماشو ازم دزدیو به جلو پاش نگاه کرد. یعنی چی؟........

دوست داشتم چونه شو بیارم بالا تا نگام کنه و من حس تنفری که انتظار داشتم زودتر ببینمشو تو چشماش ببینم.

-سلام خانوم.

حرفی برای گفتن نداشتم. من میخواستم الکی خودمو متعجب نشون بدم ولی حالا واقعا کپ کردم.

لبام تکون خورد که جوابشو بدم ولی حتی خودمم جواب سلاممو نشنیدم چه برسه به اون.

-مامی ایشون دوستمه. تو پارک باهاش اشنا شدم بعدشم محل کارشون کنار مهد کودک منه.

من به ذهنم فشار میاوردم که کنار مهد پسرم چه چیزهایی وجود داره و پندار ممکنه تو کدومشون مشغول به کار باشه.

باید میدونستم یه بار ملاقات تو پارک این چنین عکس العملی رو در پی نخواهد داشت. پس اونا بیشتر از اون دفعه همو دیدن.

به پسر من میگه مرد بزرگ؟.... نه نه...... مرد کوچیک. پسر من مرد کوچیکه.

تنها یه چیزی تو سرم وول میخورد صحنه بوسیدن چشمای ارتام توسط پندار تو پارک و این دزدیدن چشماش بود.

چرا چشاشو ازم میدزده نکنه من خبر ندارمو اون کاری کرده. نکنه با پسرم کاری کرده باشه؟

شاید داره نقش بازی میکنه که منو تازه دیده..............

شاید از برگشتنم اگاه بود یا اون روز توپارک منو دیده.

این نمیتونه تصادفی باشه....... دوستی و رابطه صمیمی اونو پسرم نمیتونه تصادفی باشه.

فیلم هندی که نیست. اینجا واقعیته....... نکنه نقشه شومی برای پسرم تو سرش باشه. خودم به درک ولی ارتام نباید تاوان اشتباهات منو پس بده.

-پندار میشه امروز منو ببری مخفی گاهت؟............... مامان میشه بریم اونجا؟


romangram.com | @romangram_com