#دیر_آمدی_نیمه_عاشق_ترم_را_باد_برد_پارت_130
-خوب
-چقدر خوشکل شدی
دیگه دستامو به دیوار گرفته بودم تا نیفتم.
-میدونم
اروم خندید و من نتونستم جلو این دل لامصب و بگیرم تا قربون صدقه ش نره.
-دلم واست تنگ شده بود.
چشامو درشت کردمو سرمو بالا اوردمو بهش نگاه کردم تا واقعیتو تو چشاش ببینم. باورم نمیشد.
یه عمر من دنبال این بودم اون این حرفو بهم بزنه و حالا اون زد.
همه چی تو وجودم به هم ریخت. خودمو لعنت کردم که انقدر بد بودم........ که ابروشو بردم.
حس یه خیانت کارو داشتم....... من حالا با پندار چیکار کنم؟
سه ساله منتظر این جمله از زبون افشینم که بزنم تو برجکشو دلم خنک شه که ضربه اخر انتقاممو بزنم ولی حالا که اون اعتراف کرده میخوام بیخیال گذشته بشم ببخشمشو از نو شروع کنیم.
مطمئنم اگه از همه جا رونده نمیشد پیشم بر نمیگشت.
عقل و منطقم یه چیز دیگه میگه ولی نمیتونم جلو این قلب صاحب مرده رو بگیرم.
پندار چی پندارو چیکار کنم؟...... همون کاری که افشین باهام کردو باهاش بکنم؟......
اگه هرکس دیگه ای جای اون بود مطمئنن بدون فکر برمیگشتم پیش افشین ولی پندار مانعم میشه.
کاش وجودش باعث بشه بتونم عاقلانه فکر کنم.
من به چیزی که میخوام رسیدم حالا دیگه به ارامش میرسم. چرا خرابش کنم....... همم؟ افشین موندنی نیست
کسی که یه بار رفته راه رفتنو یاد گرفته دیگه موندنی نیست چرا موقعیت الانمو خراب کنم تا دوباره که رفت از الان سبک تر بشم.؟
حالا وقتشه حق غرورمو ازش پس بگیرم. اره...... غرورم......باید احیاش کنم.
من باید بگذرم ازش..... چرا اون باید به همین راحتی بتونه دوباره منو مال خودش کنه. با یه دلم برات تنگ شده ساده......
چرا باید انقدر خودمو دست کم بگیرم. اونی که اومده و گفته دلش برام تنگ شده اگه دوستم داشته باشه واقعا و اگه واقعا منو بخواد واسه داشتنم تلاششو میکنه.
بسه این همه ناز نکردم........ قهر نکردم از ترس اینکه یه وقت نره و بیخیال ناز کشیدنو اشتی بشه.
این یه چیز دو طرفه ست همونقدر که من باید برای این رابطه تلاش کنم اونم باید تلاش کنه.
به زور که تصاحبش نکرده بودم انقدر واسم ناز میکرد و منت میگذاشت رو سرم. وقتی رابطه دونفرمون شروع شد یعنی اونم باید برای نگه داشتنش تلاش میکرد.
چقدر باید از خودم بگذرم چقدر باید استرس رفتنش تو دلم باشه...... منم یه حق هایی تو زندگی دارم.
این حق منه خوشحال باشم.
محکم و مصمم جواب دادم.
romangram.com | @romangram_com