#دلتنگ_پارت_494


بهار_؟what

من_باشه پس حتما اشتباه با خارج تماس گرفتم..خدانگهدار

یه دفعه جیغ بلندی کشید که گوشی رو از گوشم فاصله دادم

من_وای شوهر کردی آدم نشدی؟

بهار_وااای خارجکی جون رفتی اونجا هوای خارج به سرت زده به من زنگ نمیزنی؟

من_بخدا شهاب واسم خط نگرفت منم روم نمیشد دم به دقیقه با تلفن اینجا زنگ بزنم

با شوق و ذوق زیاد گفت_حالا بیخیال..بگو ببینم اونجا چطوره؟خوشگلن پسراش؟اون یارو اوبامو رو هم دیدی؟

همونطور که میخندیدم گفتم_خدا بکشتت

بهار_وای نخند بگو ببینم..

من_آره اوبامو رو دیدم گفت سلام تو رو هم برسونم

بهار_ایششش چندش

من_بهااااااار بگو کی اینجاست؟

بهار_کی؟

با خنده گفتم_viliam janson

چنان جیغی کشید که حس کردم پرده ی گوشم پاره شد..حالا اینا به کنار اینکه دست از جیغ برنمیداشت داشت منو دیوونه میکرد

من_وای بهار قطع میکنما

بهار_منم میخواااااام بیااااااام ویلیام جونم اونجاست تو به من نمیگی؟مامااااااااان!!

خندیدم و گفتم_حدس بزن کیه؟!

بهار_چمیدونم لابد تورش کردی

من_اوففف..شوهر شادان هست..خانواده شدیم

romangram.com | @romangram_com