#دلتنگ_پارت_484


در باز شد و شادان وارد شد و وقتی منو توی این حال دید،هول شد

روی تخت نشستم و اون هم رو به روم نشست

با نگرانی رو بهم گفت_خاطره جان باور کن اینجا آدابش جوریه که این چیزا عادیه

با پوزخند و بغض گفتم_شهابو خوب میشناسم..مردی نیست که به کسی رو بده.اگر شهاب کاری با این دختر در گذشته نداشت،این دختر هم نمیومد بدون هیچی انقدر صمیمی رفتار کنه

خیره شدم توی چشم هاش و گفتم_کی بود این دختر؟

سرشو انداخت زیر و گفت_ورونیکا..خواهر ویلیام

پس به این زودیا نمیره

لبخندی زدم و گفتم_شاید این نامزدی اشتباه بوده..من از بی کسیم تا بهم محبتی خورد خودمو گم کردم اما تا خداروشکر اتفاقی نیوفتاده صبر میکنم صیغه تموم بشه و دیگه این رابطه ی الکی تموم بشه..وقتی بار اول شهابو دیدم گفتم امکان نداره که این مرد بخواد به من نگاه منه..سنش زیادتر از من بود و منه ساده در برابر این همه باربی به چشمش نمیام!

داشتم از درون آتیش میگرفتم اما سعی کردم کوفتشون نکنم..لبخندی زدم و گفتم_بازم خوبه که دیر نشده..بیا بریم پایین..شادی میگفت یه باغ پر از گل دارید منو میبری اونجا؟

با لبخند تلخی گفت_حتما

و با هم رفتیم سمت در..وقتی درو باز کردم در کمال تعجب شهاب رو دیدم..تعجب کردم حتما شنیده باشه حرفامون رو..خوبه که شنید دیگه واسه اتمام این ازدواج مجبور نبودم کلی توضیح بدم

بهم خیره شده بود..توی چشم هاش غصه بیداد میکرد ولی من بااینکه این رنگ نگاهو دیدم اما بازم باور نکردم..چشم های شهاب تا ابد مملو از ه*و*س میمونه

بهش تنه ای زدم و رفتم پایین..چقدر سخت بود مخصوصا حالا که نمیتونستم دل سیری گریه کنم

وقتی از پله ها پایین رفتم اون دختر رو دیدم!

حالا تونستم بهش دقیق شم..

دختر لاغر و قد بلندی..با پوست گندمگون..چشم های آبی آسمونی داشت با بینی کوچیک و زیبا که مشخص بود خدادادیه و لب های کوچیک

ابروهای مشکی و بر نداشته ای داشت که مشخص بود اصلاح نشده..موهای ل*خ*ت بلوندی داشت که بلندیش تا سر شونه هاش میرسید

هرچی از زیبایی این دختر بگم کم گفتم!اونقدر زیبا بود که توی دلم دیوانه وار بهش حسادت کردم..انتخاب های شهاب همیشه تکه اما..من انتخاب شهاب نیستم

ورونیکا لباس صورتی تا روی باسن پوشیده بود و زیرش هم چیزی نبود و هیکل زیباشو نمایان گذاشته بود و این منو خیلی عذاب میداد

رفتم سمتش..تا منو دید با لبخند رو بهم گفت_hi girl..I'm veronika..glad to meet you

romangram.com | @romangram_com