#دلتنگ_پارت_435
مامان بزرگ با دیدنم با اخم گفت_این چه وضعشه دختر؟مگه عروسی کردی؟من بدم اومد دیگه اون پسر رو خدا میدونه
من_وای مامان بزرگ مگه چشه؟
مامان بزرگ_کفش پاشنه بلند..موهای بیرون زده..چشم های سیاه..اگه این پالتو نبود یکی میزدم توی گوشت ولی حالا هیچیت نمیگم چون میدونم شهاب به حسابت میرسه
من_مامان بزرگ دم دره..نمیتونم دیگه عوض کنم..منو نترسونید
مامان بزرگ_برو چشم سفید..خدا به همراهت
با خنده و حرص خداحافظی کردم و رفتم توی حیاط..همون موقع صدای بوق ماشین به گوش رسید
درو باز کردم و بیرون رفتم..ولی شهاب نبود ماشین همسایه ی کناری بود..اومدم برگردم داخل خونه که با صدای بوق دیگه ای برگشتم عقب
شهاب بود..با لبخند رفتم و سوار شدم
من_سلام
با خشم رو بهم گفت_مگه من نگفتم من بوق زدم بیا بیرون؟چرا بیرون بودی؟اصلا با این وضع تیپ اومدی دم در،در حالی که مرد همسایه هم بیرونه که چی بشه؟
سعی کردم جلوی خودمو بگیرم تا منفجر نشم
من_صدای بوق ماشینشو شنیدم فکرکردی تویی اومدم بیرون تا دیدم اونه اومدم برگردم که تو رسیدی..بعدم تیپ من چشه؟
شهاب_چش نیست ابروهه..این موهاتو داخل کن زود رژتم پاک کن
من_رژ من اصلا رنگش مشخصه؟
شهاب_گفتم پاکش کن.و دستمالی جلوم گرفت..با حرص ازش گرفتم و رژمو پاک کردم و موهامو بردم زیر پالتوم
همونطور که ماشینو روشن میکرد گفت_پیاده شدی هم جلوی پالتوتو میبندی
دیگه داشتم دق مرگ میشدم..من بخاطر اون خوشگل کردم حالا هم پاچمو میگیره؟
حرفمو به زبون آوردم
من_واسه تو دو ساعت نشستم موهامو خوشگل کردم و به خودم رسیدم حالا بجای اینکه بگی چه خوشگل شدی بهم گیر میدی؟اصلا جای سلامته؟
با اخم گفت_وقتی اومدی توی خونم هر چقدر میخوای واسم خوشگل کن منم ازت تعریف میکنم و با کمال میل قربون صدقت میرم ولی توی خیابون احساس میکنم واسه مردا خوشگل کردی نه من..اگر واسه منه بزار وقتی فقط منم به خودت برس
romangram.com | @romangram_com