#دلتنگ_پارت_274
بدون حاشیه ای رک حرفمو بهش زدم
من_فکر میکردم قهر کردی و رفتی اما سرتق تر از این حرفایی
آنا_سلام عزیزم..اوممم خب هرچی که تو بخوای و فکرکنی نمیشه چجور بگم..به دعای گربه سیاه بارون نمیباره
دستامو از شدت عصبانیت مشت کردم
من_میبینم خیلیم هار شدی..کسی نبوده تنتو بخارونه آدم نشدی
خنده ی ریزی کردو گفت_دقیقا زنگ زدم که دعوتت کنم واسه خاروندن تنم
حرفی نزدم که ادامه داد_امشب یکی از دوستام پارتی داره..خواستم بیای..اون دوستتم بیار
با پوزخند روی لبم گفتم_کسی که من عاشقش بشم اصلا نمیدونه پارتی چیه!
به حالت تمسخر گفت_وقتی تو اهل پارتی و این چیزایی انتظار داری یه چادری بیاد سراغت؟کور خوندی دکی
من_آره حرفیه؟
بدون توجه به حرفم گفت_آدرس رو واست sms میکنم میدونم که میای
ایندفعه من بودم که به حرفش توجهی نکردم_ببین خانم کوچولو..وقتی که تو داری به من زنگ میزنی و به پارتی دعوتم میکنی.انتظار داری من به تو چی بگم؟
بعداز مکث کوتاهی ادامه دادم اما ایندفعه با پوزخند_معلومه که تو با دخترای دیگه فرق داری
مشخص بود که بد منظورمو متوجه شده چون از صدای نفس هاش مشخص بود ذوق زده ست..بنابراین تصمیم گرفتم توی ذوقش بزنم
من_دخترایی که دیدم شاید خوب نبودن اما خب سعی میکردن مثل من باهام برخورد کنن یعنی خودشونو کوچیک نکنن ولی تو...
پرید میون حرفم و گفت_اما من نه..من واسه تو همینم..میدونم دوست نداری دختر جلوت خودشو بزرگ نشون بده و من انتخاب توام..عزیزم همه چی داره باهم جور در میاد
خنده ای عصبی سر دادم و گفتم_داشتم میگفتم..اما تو خودتو کوچیک میکنی..خوار و کوچیک و من از این متنفرم
حرفی نزد..انگار عصبانی شده بود
آنا_واست آدرسو sms میکنم الان..گفتم که ثابت میکنم..bye
و گوشیو قطع کرد..پوزخندی روی لبم نشست
romangram.com | @romangram_com