#دلتنگ_پارت_111
شهاب_خیلی خب..ببین از خونه تکون نمیخوری..خواستی جایی بری به من خبر میدی که راننده بفرستم.اون یارو که گذاشته بودم فرستادیمش ماموریت فعلا کسی نیست
من_باشه
شهاب_خوبه
و گوشیو قطع کرد..کلا نه سلام بلده نه خداحافظی
ناخواسته لبخندی روی لبم نقش بست
نفس عمیقی کشیدم و گوشیو گذاشتم کنار
* * *
(از زبان شهاب)
گوشیو با شدت کوبیدم روی میز..پسره ی عوضی داره زیاده روی میکنه
گوشیو برداشتم و شماره بابا رو گرفتم
بابا_جانم پسرم
من_بابا پول آماده کن..اندازه ای باشه که دهن سینا باهاش بسته شه
بابا_چی میگی؟شرکت توی وضعیت خوبی نیست!من اگر پول داشتم بلند میشدم میومدم رشت؟یکم منطقی باش
دندون هامو روی هم ساییدم
من_دختر مردم بخاطر تو توی دردسر افتاده.منو از کارو زندگی انداختی
داد زدم_تو اونجا نشستی من گند کاریاتو جمع کنم؟
بابا_شهاب پسرم یکم کار دارم یک ساعت دیگه خونه میبینمت..فعلا خدانگهدارت
و گوشیو قطع کرد
من_اه اه اه
و چند بارکوبیدم روی میز..خدا لعنتت کنه سینا.تو دیگه از کجا اومدی که مثل خوره افتادی به جونم
romangram.com | @romangram_com