#دلی_نمونده_بشکنی_پارت_96


. نه مطمئن نیستم ولی همین الانشم خونه از بیمارستان چند کیلومتری فاصله داره و تو مشکلی برات پیش نیومده حالا چه فرقی میکنه این چند کیلومتر بشه چند صد کیلومتری

با خوشحالی دستهاش رو بهم کوفت

. پس منم باهات میام

تا حالا اینجوری ندیده بودمش شده بود عینهو بچه ها که بهانه اسباب بازی میگیرن و وقتی به اسباب بازیشون میرسن براش ذوق میکنن و خوشحال میشن کمکم کرد وسایلم رو زودتر جمع کنم

کمک کردنش هم باحال بود اون لباس هام رو از تو کمد درمیاورد و پرتش میکرد سمت من مطمئنا کسی به عنوان سوم شخص این صحنه رو میدید فکر میکرد من جادوگرم که لباسها از تو کمد به سمتم پرواز میکنن

خلاصه با شوخی و خنده های من و آدرین وسایل رو جمع کردیم و راهی شدیم از کمربندی که بیرون اومدم آدرین دست برد و صدای ضبط رو تا آخرش زیاد کرد و بعد پنجره رو باز کرد از بادی که به داخل ماشین میوزید موهای خودش حتی یک سانت هم تکون نخورد اما موهای من انگار با صدای آهنگ و حرکت باد به رقص افتاده بودن موهای من توی باد میرقصید و آدرین بلند بلند با خواننده همخوانی میکرد

منو یادت نمیاد میدونم تا همین جاشم ازت ممنونم

دیگه حتی نفسم در نمیاد کاری جز دعا ازم برنمیاد

برو خوش باش برو شیرینم من به آینده تو خوشبینم

برو که الهی خوشبخت بشی مثل من درد جدایی نکشی

نوش جونت همه بی کسی هام برو خوشبخت بشی

منو ول کردی با دلواپسیام برو خوشبخت بشی


romangram.com | @romangram_com