#دلی_نمونده_بشکنی_پارت_62
. بعد اون وقت فارسی وان زلال احکام نشون میده
یه قری به گردنش داد و با عشوه گفت
.بعله تازه اذانم پخش میکنه
به زور جلوی خودم گرفتم که نخندم مبادا پررو شه پس گردنی نثارش کردم و کنترل از دستش کشیدم و دوباره گذاشتم جم به اعتراض گفت
.اوی داشتم نیگا میکردما
.منم داشتم نیگا میکردم
.اصلا پول تلویزیون من دادم هرچی من بگم میبینیم
.کرایه خونه هم من میدم پس هرچی من بگم میبینیم
دیگه هیچی نگفت و همونجور که به صفحه تلویزیون خیره بودم سردی چیزی رو روی پاهام حس کردم و در کمال تعجب ادرین دیدم که سرش رو پاهام گذاشته بود و روی مبل کنار من دراز کشیده بود
.جونم....تورو خدا راحت باش تعارف نکن میخوای بادت بزنم
چشماشو بستو خیلی اروم گفت
.نه فقط با موهام بازی کن
romangram.com | @romangram_com