#دلی_نمونده_بشکنی_پارت_58


.عاشقی پسر...پس اون موقع که گفتم دانشجوهای داخلی همون بخش بمونن تو کجا بودی

علی سرش رو پایین انداخت و با خجالت توضیح داد

.استاد من تازه رسیدم...تو ترافیک موندم شرمنده

.اشکال نداره پسرم برو بخش داخلی هم رشته ای هات اونجان...بچه های قلب پیش به سوی CCU

من و نوا و سه تا پسر و دو تا دختر دیگه دنبال استاد به راه افتادیمCCU همون طبقه بود اما توی یه راهرو دیگه به CCU که رسیدیم استاد دوباره توضیحات رایج و معمول رو که اکثرا سر کلاس شنیده بودم رو داد و وظلیفمون رو گوشزد کرد و مقررات رو یادآور شد و در آخر به سوپروایزر بخش سفارش کرد که در مورد بیمارهای بخش توضیح بده و بعدش رفت سوپروایزر بخش خودش رو خانم شکوری معرفی کرد و بعد ازمون خواست همراهش بریم پرده تخت اول رو کنار زد و در مورد مریض توضیح داد

.نام اسدالله پورکرمانی سن 82 سال بار سومی که سکته قلبی کرده اما هوشیاره....

در مورد بیماری و علت و علائم بیمار هم توضیح داد و مسیر درمان دکتر معالج رو هم گفت و سراغ بیمار بعدی رفت بیمار تخت دوم پیرزن 76 ساله بود صدای یکی از پسرهای همراهمون رو شنیدم که خطاب به بغل دستش گفت

.دوست دختر دوست پسر آینده رو بغل دست هم خوابوندن تورو خدا میبینی ایران داره سیر تکاملی دوستی جنس مخالف رو از آخر طی میکنه

از حرف پسره خنده ام گرفت خنده من رو که دید انگار خجالت کشید نگاه شرمزده ای انداخت و با لبخند سرش رو به نشونه آشنایی تکون داد و من هم مثل خودش سری تکون دادم تمام این اتفاقات تو مدت زمانی افتاد که خانم شکوری بیمار تخت 2 رو معرفی میکرد و ما سه نفر بدون اینکه چیزی از اطلاعات اون بیمار فهمیده باشیم به سراغ بیمار بعدی رفتیم خانم شکوری توضی

خانم شکوری توضیح داد

.بیمار تخت 3 چند دقیقه پیش تموم کرد و به سردخونه منتقلش کردیم

همه زیر لب خدابیامرزی گفتیم و به سراغ تخت بعدی رفتیم از دیدن بیمار تخت 4 چشمام تا اندازه یه بشقاب گرد شد این که جسم آدرین بود


romangram.com | @romangram_com