#دلی_نمونده_بشکنی_پارت_173

. این وقت شب... واسه چی ... چیزی شده مگه

. یه بیمار اورژانسی آوردن وضعیتش چندان جالب نیست

. نوا جون امشب شیفت من نیست تازشم خودت بهتر همه میدونی امشب حالم چقدر خرابه که حتی اگر شیفتم بود هم نمیومدم

. میدونم اما....

مکثش طولانی شد انگار فکر میکرد چطوری بگه که بهتر باشه بالاخره گفت

. این یکی فرق داره باید باشی حتما

. نوا خسته ام نمی تونم بیام زنگ بزن میلاداون سرش درد میکنه واسه اینکارا

خواستم قطع کنم هنوز گوشی رو از گوشم زیاد فاصله نداده بودم که صدای نوا توی سرم پیچید

. میلاد و ادرین ظهر دعواشون شده ... مشت میلاد خورده به پشت سر ادرین ... از ظهر میخواستم بهت بگم اما حالت اصلا خوب نبود الانم اگر مجبور نمیشدم ... یامین حالش خوب نیست بیا

دوباره گوشی رو به گوشم چسبوندم و به خیال اینکه اشتباه شنیدم گفتم

. چقدر حالش بده

صدای نوا بازم محزون شد

. انقدی که اوردنش بخش ما ... ضربه میلاد اسیب مغزیش تشدید کرده

romangram.com | @romangram_com