#دلی_نمونده_بشکنی_پارت_153
. جونوم واست بگه بخت بلندی داری عزیزوم
به لهجه کولی وار ادرین خندیدیم نرگس خم شد شالش انداخت رو سر ادرین و رانیا هم پاشد و برچسب ادامس خرسیش به پیشونی ادرین چسبوند دیگه تیپش کامل کامل بود
ادرین شال مریم حاج خانم وار زیر چونه اش سفت کرد و اینبار ادی مامان بزرگا دراورد
.اوا خاک به گورم ... مادر تو شوور کردی
با چشمای ورقلمبیده به نوا خیره شد نوا از خنده غش کرد و مریم که حسابی با ادرین صمیمی شده بود گفت
.نه ننه کی میاد این ترشیده بگیره
نوا از رو سر نرگس رد شد تا پس گردنی معروفش نثار مریم کنه
ادرین قری به گردنش داد و باز با صدایی که بخاطر چسبوندن زبونش به زیر لبش پیر شده بود گفت
.چی بگم مادر زمان ما دختر اسم شوور میومد تا چهار روز نیگاش از رو گل قالی برنمیداشت
دخترای الان ...واه واه خدا نصیب گرگ بیابون نکنه ... ابروهاش میکنن مث نخ که عنهو روز عروسی من که واسه مش ماشالا خان خدابیامرز خوشگل کرده بودم
مثل پیرزنا خنده ریزی کرد ضربه کوچیکی به شونه مریم زد که انگار به قلب من زده باشن و ادامه داذ
.وربپره مش ماشالاخان خیلی هیز بود
چادرش روی سرش تنگتر کرد و گفت
romangram.com | @romangram_com