#دلی_نمونده_بشکنی_پارت_143

اره دیگه فقط بلدی واسه شکایت و شکابت کشی بری دکتر

در عوض گفتم

.رسیدیم خونه نشونم بدین

سرش به نشونه مثبت تکون داد و من به موهاش که تو باد تکون میخورد نگاه کردم و یاد زمانی افتادم که باهم برمیگشتیم تهران و باد منو میبرد اما موهای اون یک سانتم تکون نمیخورد اهی کشیدم و برای از بین بردن این حال هوا ضبط روشن کردم اهنگ همیشگی این روزام پخش شد همون اهنگی که توراه تهران گوش دادیم

یه مرتبه از جاشپرید و صدای اهنگ زیاد کردو با دقت گوش داد و دیت اخر گفت

.من این صحنه قبلا دیدم

نگاش کردم و خیلی مطمئن تایید کردم

.اره دیدی

سرش بین دستاش گرفت

.اینم یکی دیگه از مشکلات وضعیت جدیدم چیزایی میبینم که یادم نمیاد کی دیدم یا اصلا حتی مربوط به خاطراتمه یا توهماتم

ته دلم امید جرقه زد

. مثلا چی

.مثلا همین ماشین لعنتی خرس رانیا این اهنگ لعنتی حتی سر در بیمارستان و تو همش هم تو حضور داری ... اولش فکر کردم شاید چیزخورم کردی چه میدونم دکترا هزار و یک دارو بلدن اما ... نمیدونم کم کم دارم شک میکنم شاید چون ...

romangram.com | @romangram_com