#دلهره_پارت_144

عطا دستاشو پایین پاهام حـ ـلقه کرده بود اصلا برام مهم نبود که ممکنه دسته گلم پایین پام و تو دستای عطا له بشه...با اون لباس پوفی خوب تونسته بود منو رو هوا نگه داره بدون اینکه یه ذره اذیت بشم...
صورتم و از کنار صورتش برداشتم...
به صورتم نگاه میکرد ..
_چقدر خوشگل شدی شما
لب هامو روی هم کشیدم و ابروهامو دادم بالا...خندید و گوشه ی لـ ـبم و بـ ـوسید...
با ذوق سرم و عقب کشیدم و بلند بلند خندیدم...
_نشد آقا دوماد..گفتم لبشو ببـ ـوس
با دقت داشتم به مدل موهای جدیدش نگاه میکردم و به صورت برق افتاده اش...که به فیلم بردار گفت
_آخه رژ لبش میره...!
طناز پروتر از این حرفا بود...با دوربین نزدیک تر اومد و گفت...
_نگران نباش ...بیست و چهار ساعتست...امشب تا میتونی باید این عروس شیطونو ببـ ـوسی
با شیطنت ابرومو بالا انداختم و دست هامو دور گردنش حـ ـلقه کردم...شونه هامو با شیطنت تکون دادم و گفتم
_یالا...امشب نمیتونی رو حرف من حرف بزنی عطا
_ای به چشم...مگه دلم میاد رو حرف تو حرفی بزنم؟
آروم آروم سرشو نزدیکم آورد..میدونستم داره خجالت میکشه...
برای همینم لحظه ی آخر...سرم و به جهتی که طناز و نرگس ایستاده بودن خم کردم و موقع بـ ـوسیدن عطا نذاشتم که اونا ببیند...عطاهم از فرصت ایجاد شده استفاده کرد و لب هامو دوست داشتنی تر از همیشه بـ ـوسید...
_عجب عروسی هستی تو...بیا پایین ببینم
عطا کمکم کردم تا پاهامو روی زمین بذارم...رد رژ لـ ـبم روی گونه اش بود...طناز براش دستمال آورد ..خواست خودش به صورت عطا بکشه که زودتر فکرشو خوندم و دستمال و از دستش گرفتم...چه معنی میداد دستش بخوره به پوست نرم و صاف شوهرم؟!
_حالا دسته گل و بده عروس خانوم...یه خورده اما باهم حرف بزنید...هرچی دوست دارید بگید...ساغر دوباره نپر تو بغش!
با خوشحالی باشه ای گفتم و منتظر موندم...با حرکت دست طناز حس مشهور ترین و خوشگلترین بازیگر دنیارو به خودم گرفتم...با ژست خاصی دسته گل و از عطا گرفتم و به نشونه تشکر کردم سرمو کج کردم و یه کوچولو زانوهامو خم کردم...طناز از ادا اوصول هام خیلی خوشش می اومد و هردفعه یه آفرین مشتی نثارم میکرد...
_خوب شدم عطا؟
با دستش چونه ام و بالا گرفت
_مثل فرشته ها شدی...ولی این مدلو رو نکرده بودی
با خنده به موهاش اشاره کردم...بدون ریش صورتش خیلی کم سن و سال تر از سی سال نشون میداد.
_توام رو نکرده بودی...رفتی آرایشگاه؟
سرشو به نشونه ی منفی تکون داد و گفت
_عارف درست کرد...حالا بد نشدم؟

@romangram_com