#دلم_آغوشت_را_میخواهد_پارت_249
فقط چند ساعته از هم دوریم اما دلم
براش تنگ شده ....فکر میکنم نیمی از
وجودم نیست توی قلبم خلاء احساس میکنم ....
خدایا حامی رو از من نگیر ....غرق خودم
بودم که با صدای ترانه به خودم اومدم
_سوگند
اشکامو پاک کردم
_تو داری گریه میکنی ...؟
_نه چیزی نیست.
بغلم کرد و کنار گوشم گفت : دروغ نگو چشات داد میزنه گریه کردی
بغضم شکست و هق هقم بلند شد
_سوگند چی شده جایی از بدنت درد میکنه ؟
با هق هق گفتم : نه دلم برای حامی تنگ شده
_الهی بمیرم عزیزم ، گریه نکن فردا صبح
زود بابا میره و با وثیقه حامی رو آزاد
romangram.com | @romangram_com