#دلم_آغوشت_را_میخواهد_پارت_244
ولی متاسفانه زیاده روی کردم و دوستی
چندین سالمون بهم خورد الانم میدونم
تمام این اتفاقا زیر پای کیه هر کاری
میکنم تا برای حامی مشکلی پیش نیاد
توی سکوت داشتم به حرفای شهباز
گوش میکردم هنوز باورش برام سخت بود
من جلوی در پدرجون پیاده کرد گفت :
میدونم باور نکردی اما من ثابت میکنم
میدونم حامی خیلی غرور داره من همه
ی این حرفا رو به حامی هم گفتم اما
اون فقط گفت شهباز برو دیگه نبینمت
اما حامی برادر و دوست منه خداحافظ
گاز ماشینو گرفت و رفت
انقدر فکرم مشغول بود که به حرفای
romangram.com | @romangram_com