#دلم_آغوشت_را_میخواهد_پارت_233
تا صبح هر کاری میکردم بچه اروم
نگرفت واقعا خسته شده بودیم
- ببریمش دکتر
- اره باید ببریمش ، حتما مریضه
- آماده شده بچه رو بردیم بیمارستان بخش کودک
دکتر نگاهی به بچه انداخت
- چند وقتشه ؟
- نمیدونم
- یعنی چی مگه بچه ی شما نیست
من و حامی نگاهی بهم انداختیم حامی
گفت : ما این بچه رو دیشب پیداش کردیم
- یعنی چی ؟
حامى گفت :
- یعنی همین، آقای دکتر شما فعلا به کارت برس
- چنان با جدیت این حرف رو زد که من هم ترسیدم
romangram.com | @romangram_com