#دلم_آغوشت_را_میخواهد_پارت_232


هم وارد داروخونه شدیم بعد از خریدن

شیر خشک ......و بقیه چیز های لازم به سمت خونه خودمون رفتيم

حامی در سالن رو باز کرد

با ذوق بچه رو روی مبل خوابوندم

چقدر ریزه میزه بود

پمپرس اش رو عوض کردم ،از روی

دستور روی شیر خشک براش شیر درست کردم

با ذوق داشتم نگاهش میکردم چقدر اروم بود

حامی به نظرت چند وقتشه

- نمیدونم ولی فکر نکنم بالای یک ماهش

باشه بریم بخوابیم فردا کار زیاد داریم

نیمه های شب بود که با گریه ی شدید بچه بیدار شدم

حامی هم بیدار شد گفت : چی شد

- نمیدونم گریه میکنه


romangram.com | @romangram_com