#دلم_آغوشت_را_میخواهد_پارت_220
- باورم نمیشه آقاجون این حرف ها رو زده باشه
با نگرانی و استرس به حامی نگاه کردم
حال حامی هم بهتر از من نبود
پدرجون گفت : منم با شما موافقم بهتره از هم جدا بشن
نگاهم بین جمعیت دو دو میزد تا کسی بگه نه این تصمیم اشتباهه
اما همه ساکت بودن آب دهنم به زور فرو دادم
آقاجون جدی گفت : خوب حالا میتونین برین
حامی : بریم سوگند
- پسر جون سوگند جایی نمیره اینجا میمونه
حامی: آقاجون سوگند زنمه و هر جایی من باشم هست
آقاجون : زنته هه ثابت کن زنته
- ثابت کردن نمی خواد من زنی برای طلاق دادن ندارم
پدرجون : لج نکن حامی تو که سوگند رو دوست نداری
حامی عصبی شد و فریاد زد : کی گفته
romangram.com | @romangram_com