#دلم_آغوشت_را_میخواهد_پارت_207

بین دستام چرخید و رو به روم قرار گرفت

سرمو بلند کردم که خم شد گوشه ی لبم

بوسید و گفت: شیطونی نکن و یه تیکه جیگر کوچیک دهنم گذاشت

چشمام را بستم و طعم خوش زندگی رو مزه مزه کردم

درحال خوردن و بگو بخند با حامی

بودیم که صدای زنگ ایفون به صدا درآمد

حامی بلند شد گفت: من میرم ببینم کیه!!!؟؟؟

حامی رفت كه ایفون جواب بده ،

نمیدونم کی بود گفت: صبر کن میام دم در

و بدون حرفی بیرون رفت

از جام بلند شدم تا ببینم کیه ، دلم گواه بد میداد

هنوز از سالن بیرون نرفته بودم که صدای داد و فریاد زنی اومد

در سالن باز کردم با قیافه عصبی پرند روبه رو شدم

این اینجا چیکار داره

دست و پام بی حس شد

romangram.com | @romangram_com