#دلم_آغوشت_را_میخواهد_پارت_154


فرنگی ها نشسته بود با سبد آورده بود خنده ام گرفته بود....

یه گوجه سبز برداشتم که گوشی حامی

زنگ خورد وقتی نگاه حامی به شماره

افتاد ابروهاش توی هم رف و بعد از

مکثی دکمه اتصال و زد خیلی جدی گفت: حرفتو بزن

منم گوجه سبز همونطور تو دستم نگاهم

به حامی بود و حس زنانه ام میگفت این پرنده

یهو حامی داد زد گفت : چی ؟؟ چی

میگی تو الان میام و قطع کرد

کلافه دستی به گردنش کشید گفت : من میرم جایی زود بر میگردم

میدونستم میره پیش پرند دوباره

ناراحت شدم و قلبم شکست فقط سری

تکون دادم حامی رفت اماده شد و

گفت : زود برمیگردم باشه مراقب خودت باش


romangram.com | @romangram_com