#دلم_آغوشت_را_میخواهد_پارت_122


پوزخندی زدم که از دید حامی دور

نموند " هه باورم نمی شد حامی نگران

من بشه "

- دکتر معاینه ام کرد رو به حامی گفت :

من قبلا هم بهتون گفتم استرس

اضطراب و ناراحتی برای خانومتون سمه

پس حواستون رو جمع کنین همیشه

انقدر خوش شانس نیستین... از نظر

من یه محیط آروم و با نشاطی براش

محیا کنید ، فردا مرخصه

دكتر موقع خروج از اتاق لبخندی زد وگفت :

خوب استراحت کن دخترم قدر مردتم

بدون خیلی دوستت داره ..

لبخند غمگینی زدم و غم توی دل


romangram.com | @romangram_com