#دلم_آغوشت_را_میخواهد_پارت_113

دود کرد تا زندگی زیبای ما چشم نخوره

ترمه و شوهرشم اومده بودن و خدا رو شکر

برخورد ترمه خیلی بهتراز قبل شده بود

بعد از ظهر بود که به خونه خودمون رفتیم شب خونه ای شهباز دعوتیم

و شهباز ما رو برای یه دورهمی خونه ی

خودش دعوت کرده ،میدونستم شهباز

دوست صمیمی دوران دانشگاهه

حامی هست ...

انگار برای عروسی ما خارج از کشور

بوده که نتونسته بیاد

برای شب یه کت زیرباسن سوسنی با یه

شلوار مشکی جذب پوشیدم و یه ارایش

ملایم انجام دادم دوست نداشتم باعث

جلب توجه مردهای غریبه باشم ...

و همه نگاهم کنن ، حامی هم کت و شلوار

romangram.com | @romangram_com